سيد محمد دامادى
481
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
« جمع اصل است و تفرقه فرع ، هر جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطيل . مزّين گفته است كه تفرقه عبوديت است و جمع و تفرقه حكم كالبد و جان را دارند ، جمع در حكم روحست و تفرقه در حكم قالب و تا وقتى كه اين تركيب باقيست سالك از جمع و تفرقه ناگزير است . و گفته شده است كه تفرقه در صفاتست و اثبات اشياء به خود و نظر به اعمال خويش تفرقه است . از مجموع سخنان مشايخ اين نكته معلوم مىشود كه چون نظر بر هستى و وجود داشته باشى در تفرقهاى ، و تا وقتى كه طاعت را براى كسب ثوابى و اجرى نمايى در تفرقهيى ، پس تفرقه عبوديّت است . و ممكن است گفته شود كه رؤيت افعال يا خويشتنبينى تفرقه است . » [ عوارف المعارف ص 524 ببعد ] « بدان كه تفرقه در نزد بعضى اشارتيست از اشاره به خلق بدون حق و نزد أبى على دقّاق هر چه به تو منسوب گردد تفرقه است . و نزد بعضى مشاهدهء عبوديت است . و بعضى گفتهاند تفرقه اثبات خلق است و گفتهاند شهود أغيارست براى خدا . و گفتهاند : تفرقه مشاهدهء تنوّع خلق است در أحوالشان . امّا بدان كه اصل همهء چيزها تفرقه است ، و اوّل چيزى كه در أسماء الهى ظاهر شود تفرقه احكام آنهاست به تفرّق معانيشان . حدود اشياء متفرّقه معلوم شود و به تفرقه مقامات و احوال و كثرت مراتب خلق و مميّزاتشان آشكار گردد . چه خداى تعالى را هشتاد بنده است كه به حقايق ايمان محققاند ، و صد بندهاند كه حقايق نسبت إلهيّه و أسماء اللّه بر آنها محقّق است ، و شش هزار بنده يا بيشتر به حقيقت نبوّت محمّديه محقّقاند ، و خدايرا سيصد بنده است محقّق به حقايق اخلاق إلهى ، پس خداى تعالى بين بندگانش در مراتب فرق نهاده است . و جمع ، عين تفرقه است كه دلالت بر كثرت كند و آن را جمع نامند از جهت آحادى كه متفرّقاند » [ فتوحات مكّية ج 2